ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

704

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

است ، بسم اللّه و هرگاه رأى ممانعت است ، اينك تيغ‌هاى آختهء اسلاميان در خونريزى كافران و هواخواهان ايشان جانكاه » . بالجمله ، ايلچى مغرور [ 401 ] زنان « 1 » عفّت توامان و يعقوب نام بىايمان را بيرون فرستاد و دروب سراى و بيوتات را بسته از روزنه و پنجرهء خانه دست به مدافعه برگشاد . طفلى چهارده ساله از مسلمانان نشانهء تير تفنگ روسيان بىايمان شده و ظهور اين فقره باعث مزيد غيرت مسلمانان آمد . عامّهء خلق ، يعقوب نام را در خارج سراى ايلچى پاره پاره نمودند و از ديوارهاى اطراف سراى چون دعاهاى مستجاب صعود نموده و در خانهء او چون بلاهاى ناگهانى فرود آمده ، دست قدرت به دفع ايلچى و همراهان گشودند . خلاصه ، در لمحه [ اى ] سفير حماقت‌نظير را با معادل سىوهفت نفر از همراهان روس و گرج و ارمن مقتول ساختند و به كار يغما و غارت پرداختند . ميرزا سليمان نامى كه در سلك ارامنه و برادرزادهء حضرت منوچهر خان ايچ آقاسى و تازه از تفليس به ديدن عمّ خود آمده ، در آن روز به سبب آشنايى و اتحاد مذهب به ديدن ايلچى و همراهان رفته بود ، او نيز درين ميانه از ضرب تيغ خونريز ، وداع « 2 » سراى زندگانى نمود . بيت : آتش چو به نيستان فروزد * يكسر تر و خشك را بسوزد عوام به قتل و يغما اكتفا نكرده ، عمارت نشيمن ايشان را چون خانهء جغدان ويران و پس از اطفاء حرارت متفرق گشته ، هر فوجى به طرفى روى نمودند . از قرارى كه به صحّت پيوست ، در حالتى كه ايلچى گريبانش را به جهت خونريزى گرفته بودند ، به ملاحظه اين‌كه شايد راه نجاتى به دست آيد ، چندين دفعه مكرّر كلمهء لا إله الا اللّه مباركه را بر زبان جارى نمود ، ولى سودى نبخشود . بالجمله ، قاتلى معلوم نبود كه گريبانش به چنگ آيد و باعثى پيدا نه كه كسى تواند ادعاى خونى يا مالى نمايد . اجماع عامّه را چاره خداى داند و احدى در اجماع عامّه چاره [ اى ] نتواند .

--> ( 1 ) . ملى : « زبان » ( 2 ) . ملى : - « وداع »